ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

310

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

ارزنده ترين گوهرهاست ، پس فرمود : اگر ما ثروت دنيا بخواهيم براى ما هست سپس سنگ ريزه ها را انداخت و به حال اول برگشت . نشانهء نهم - حسن علوى گويد ( 1 ) : روزى امير مؤمنان عليه السلام بر ما وارد شد و در اين هنگام من جوانى بالغ بودم پس وارد خانه اش شد ( و مدّتى طولانى در خانه بود ) سپس بيرون شد و مردم در پى او رفتند و چون به جبّانه رسيد فرود آمد و مردم اطرافش را گرفتند پس با تازيانه اش خطى كشيد و از آن دينارى بيرون آورد سپس خط ديگرى كشيد و از آن دينارى بيرون آورد بار سوم آن كار را انجام داد تا سه دينار بيرون آورد دينارها را گرفت و در دستش زيرور و كرد تا مردم آنها را ديدند سپس آن را برگردانيد و با انگشت ابهامش در زمين فرو برد و فرمود : باشد كه بعد از من شخصى بد كار يا نيكوكار در پى يافتن تو بر آيد پس استر پيامبر خدا را سوار شد و به منزلش برگشت . پس آن غلام را برگرفتيم و به همان جا رفتيم پس زمين را بكند تا به رطوبت رسيد و به چيزى برخورد نكرد ( دينارى نبود ) به حسن گفته شد : چه عقيده دارى جواب داد : امّا من عقيده ندارم كه گنجهاى زمين جز براى مثل او ظاهر شود . نشانهء دهم - ابو مهاجر زيد بن رواحهء عبدى گويد : ( 2 ) به مسجد كوفه وارد شدم و مردى

--> ( 1 ) اين خبر را سيد هاشم بحرانى در مدينة المعاجز صفحه 85 چنين نقل مىكند : « معجزه 213 ، بيرون آوردن آن حضرت دينارها را از زمين محمد بن حسن صفّار گويد : علىّ بن ابراهيم جعفرى براى من روايت كرد و گفت : ابو على عبّاسى از محمد بن سليمان حدّاى بصرى روايت كرده است كه گفت : چون على عليه السلام بصره را فتح كرد فرمود : چه كسى ما را به خانهء ربيع بن حكيم راهنمايى مىكند حسن بصرى عرض كرد : اى امير مؤمنان ، من ، محمد بن سليمان گويد : در اين هنگام من نوجوانى تازه بالغ بودم پس بيرون شد و مردم به دنبال او رفتند و چون به جبّانه رسيد فرود آمد و مردم اطرافش را گرفتند پس با تازيانه اش خطى كشيد و دينارى بيرون آورد تا آن جا كه سه دينار از زمين بيرون آورد و آنها را در دستش زيرورو كرد تا همهء مردم ديدند پس آنها را بر گرداند و با انگشت سبّابه اش در زمين كاشت و فرمود البتّه نزديك تو خواهد شد چه نيكوكار باشد چه بدكار پس استر رسول خدا را سوار شد و به منزلش بازگشت . ما آن پسر بچّه را گرفتيم و به آن جا رفتيم و زمين را كنديم تا به زمين مرطوب رسيديم ، پس به چيزى دست نيافتيم به حسن گفته شد : اى ابو سعيد در بارهء امير مؤمنان چه عقيده دارى جواب داد : من عقيده‌ام آن است كه گنجهاى زمين در حركت است جز براى اشخاصى مانند على عليه السلام . اين روايت را شيخ مفيد ( ره ) در اختصاص از محمّد بن سليمان حذاى بصرى از مردى از حسن بن ابو الحسن بصرى روايت كرده است و همان حديث را نقل كرده تنها با تغيير مختصرى در الفاظش كه در معنايى كه در اين جا نقل كرديم تغييرى ايجاد نمىكند » . ( 2 ) برادرم بايد بدانى كه من به بعضى از جاها كه گمان داشتم اين حديث نقل شده باشد مراجعه كردم و آن را نيافتم و به خاطر درد چشم ، حال و وقت مراجعه ندارم و نمىتوانم تمام جاهايى كه گمان مىرود كه حديث نقل شده باشد جست و جو كنم و آن را بيابم و آدرس بدهم هر كس جاى حديث را مىخواهد ، در همه كتب مناقب و شرح حال و معجزات كنجكاوى كند و چنين مىپندارم كه از شرح ابن ابى الحديد گرفته باشد بر تو لازم است كه جست و جو كنى تا انشاء اللَّه آن را به دست آورى .